بررسی وضعیت صوفیه نیشابور در قرون دوم تا پنجم هجری

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانش‌پژوه سطح چهار رشتۀ کلام مقارن، مدرسۀ تخصصی عالی نواب، حوزۀ علمیۀ خراسان، مشهد، ایران

2 دانش‌پژوه سطح دو رشتۀ فقه و اصول عمومی، مدرسۀ فضل بن شاذان، حوزۀ علمیۀ خراسان، نیشابور، ایران

10.52547/has.2025.2747.1084

چکیده

این مقاله، تاریخچۀ تصوف و فرقه‌های متصوفه در نیشابور را بررسی می‌کند؛ شهری که یکی از مراکز برجستۀ تصوف در تاریخ اسلام به شمار می‌آید. نیشابور، به‌سبب موقعیت جغرافیایی، فرهنگی و علمی خود، از قرون اولیۀ اسلامی، پایگاهی مهم برای رشد و شکوفایی تصوف بوده است. این تحقیق با روش توصیفی‌تحلیلی، دوره‌های تاریخی تصوف در نیشابور و فرقه‌های آن، از جمله ملامتیه، کرامیه و بکتاشیه را تحلیل می‌کند. در این مقاله، تأثیرات فرهنگی، اجتماعی و معنوی نیشابور بر تصوف اسلامی و نقش این شهر در شکل‌گیری و ترویج فرقه‌های صوفی نیز تبیین می‌شود. نیشابور در سده‌های سوم و چهارم هجری، به‌ویژه با ظهور عارفان بزرگی مانند بایزید بسطامی و ابوسعید خراز، به اوج شکوفایی رسید و به‌عنوان کانون علمی و فرهنگی، تأثیرات عمیقی بر ادبیات عرفانی و آموزه‌های اسلامی گذاشت. این مقاله همچنین منابع موجود دربارۀ تصوف نیشابور را تحلیل و نقد کرده و اهمیت این شهر در تاریخ تصوف و عرفان را روشن می‌سازد. در نهایت، این تحقیق می‌تواند به درک عمیق‌تر تحولات فکری و معنوی در تاریخ اسلام و نقش نیشابور به‌عنوان پایگاه معنوی و علمی در این زمینه کمک کند.

کلیدواژه‌ها